شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

درب کنسرو بازکن برقی
+ من و تو وارث خورشيد و ماهيم ...

2-محرم
14 دقيقه قبل
freand
عکس قشنگه
خيلي زيباست: )
همه 8 نظر
چقدر خوشحالم از فعاليت هاتون :-)
اسپايکا
{a h=banoyedashteroya}هما بانو{/a} ممنون :) @};-

DARYAEI

+ اينکه خودم را هر وقت درون آينه مي بينم ياد *تو* مي افتم... يعني چقد عاشق توام! کجاي تنم دنبالت بگردم که نباشي؟ .‌‌ #عباس_معروفي عکس : @azadehoveisi
2-محرم
14 دقيقه قبل
+ سازمان بهداشت جهاني: همجنسگرايي به خودي خود هيچ ايرادي در قدرت تعقل، ثبات رواني، قابليت اطمينان يا توانايي اجتماعي و شغلي فرد ايجاد نميکند بنابراين به تنهايي يک اختلال محسوب نمي شود.
اسپايکا
همجنسگرايي از نظر علمي يک بيماري نيست، اين افراد از اونجايي که دست خودشون نبوده که داراي اين گرايش بشن.. پس گناهي ندارن که بخاطرش مجازات شن اونهم اعدام.. ايران، عربستان و چند کشور افريقايي ديگر براي اين گونه افراد مجازات اعدام دارن.. عکس: يکي از نمادهاي دگرباشان
با سلام / حالا شما داريد اين نظر رو تأييد مي فرماييد !؟
بعدی همه 21 نظر قبلی
بررسي چنين مسايل بسيار سنگين و شبهه داري نيازمندبحث در مجالس کاملا تخصصي در محيط هاي کاملا دانشگاهي و علمي با حضور انديشمنداني از طرف چه پزشکي چه غير پزشکي چه موافق چه مخالف هستندانديشيدن چه بسا از بحث و جدلهاي غيرمنطقي بيمورد گاها بسيار موثرهست
اتفاقاما در دانشگاهمان دوستي روحاني داشتيم که براي فقط انجام دادن بحث تخصصي بين حوزه ي يان امده بوده و از صفر رشته پزشکي خوند و حتي تخصص گرفت و برگشت بين دوستان روحاني جالبه ديدايشان کلا نسبت به امور پزشکي تغيير کرده بود و واقعه بينانه تر به مسايل و بيماريها نگاه ميکرد واز همه جالب تر دنبال علت و درمان بيماران بود نه مجازات آنها!!!
+ [تلگرام] از 40 سال پيش تا کنون اقتصادمون 500 برابر بدتر شده :) :| به طور ميانگين هر سال 12 برابر!
1 = 5000
اينکه از دستمون بر ميومده(:
همه 6 نظر
اي خدا
دلار شد 18 تومن

@شميم ياس @

+ [تلگرام] کدام زن ، کدام زندگي و کدام آزادي خودتان قضاوت کنيد ! جهنمي که تروريستهاي مورد حمايت اروپا و آمريکا براي کوردهاي ايراني ساخته اند با آگاهي و هوشياري آنها را در جهنمشان تنها ميگذاريم @bitawan
مبارز..
9:24 عصر

حسن صياد

+ [وبلاگ] حسن عباسي
وزنه سياسي
حسن عباسي مظلومي در ظلمتکده اعتداليون ليبرال صفتي، که نسخه تسليم در مقابل شيطان بزرگ را مي پيچند.
مردان خدا ميدانند که ان مع العسر يسرا موکد کلام الهي است دکتر عباسي گرچند جسما حبس شود ولي فکر و منش او حبس نمي شود مگر فکر و منش شهيد آيت و شهيد ديالمه وتهراني مقدم ووو غيره نماند آقاي روحاني هيهات من الذله آقاي روحاني
حسن صياد
برعکس شعارهاي خود، احساسي... گاهي اتوبوسي است و گاهي داسي... با دشمنش اِندِ(End) خويشتنداري! ليک... همّ و غم او شد حسنِ عباسي!
+ [تلگرام] دردامِ بهانه هايِ هر روز و شبند چون گله يِ گرگ ديده هر سو بِدَوَند هر کار کنند نهايت کار عَقبند آنانکه نکشته گربه در حجله روند #مهدي.زکي زاده آبشارِمهرمان جاري..روزگارمان بشاديو بي بهانه هاي غمگنانه بادالهي
+ آه آري ، اين منم... اما چه سود... او که در من بود... ديگر نيست، نيست...
2-محرم
1:31 عصر
فروغ فرخزاد
فروغ رو دوست دارم شعراش قشنگه
تسليت عرض ميکنم:( روحشون شاد
تسليت ميگم خدا رحمتشون کنه...
بعدی همه 31 نظر قبلی
مختار تندر
{a h=golsoo}2 سوفيا{/a} خيلي ممنون
مختار تندر
{a h=yaranegharib}خادمة الشهدا{/a} خيلي ممنون
+ [تلگرام] سحر از پنجره ى خانه تان بازآيد تا بيايي و دهي دانه کبوترها را زندگي نيست مگر منتظرت بودن از عشق خير کن صبح مرا,جان بده باورها را #مهدي.زکي زاده سلام صبحمان بخ خير و به مهر بادا بلطف دادارمهرآفرين
2-سوفيا
10:41 صبح

AbuoTorab

+ [تلگرام] از الفت دل نيست نفس را سر پرواز اين موج حبابيست گره در پر و بالش
مبارز..
8:45 صبح

*ياس*

+ ديگران را اگر از ما خبري نيست، چه غم / نازنينا... تو چرا بي خبر از ما شده اي؟ #شهريار
مبارز..
8:31 صبح
من.تو.خدا
زيبا..
+ [تلگرام] نکاتي در مورد #ربودن 14 مرزبان ايراني/1 روز سه‌شنبه، باز هم خبرها بسيار تلخ بود، #ربوده شدن 14 مرزبان در يک پايگاه در مرز مشترک #ايران و #پاکستان، از آن دست حکايت‌هاي تکراري که هر چند ماه يک بار اتفاق مي‌افتد و پس از نزديک به 15 سال از شروع آن به‌نظر هم نمي‌رسد که کسي توانايي پايان دادن به اين مساله را داشته باشد. در طول 15 سال گذشته، صدها نفر از اهالي استان مرزي #سيستان و بلوچستان در اقدامات #تروريستي گروهک‌هاي حاضر در خاک پاکستان جان خود را از دست داده‌اند و اين در حالي که دولت #پاکستان تا به امروز هيچ اقدام جدي براي برخورد با اين گروهک‌ها نداشته و با توجه به شواهد و قرائن، اين گروهک‌ها که از حمايت‌هاي مستقيم و غير مستقيم برخي از طرف‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي برخوردار هستند روز به روز تقويت شده و عمليات‌هاي پيچيده‌تر و دقيق‌تري هم انجام مي‌دهند. در مورد ضرورت برخورد با اين #گروهک‌ها بدون شک مسوولان امر بسيار بهتر از ما مي‌دانند، اما واقعيت‌هايي که مسوولان يا نمي‌خواهند به مردم بگويند يا آنکه خود چندان به آن اشراف ندارند، نکاتي است که جاي تامل دارد. اما آنچه که هميشه براي مردم کشور مورد سوال بوده است، چرايي #ناتواني ايران در برخورد با #گروهک‌هاي تروريستي در خاک پاکستان بر خلاف مناطق غربي کشور است، اينکه چرا ايران در برابر اين اقدامات عملا خود را ناتوان جلوه داده و کاري نمي‌کند. هر چند که ما از مسائل #امنيتي و آنچه که نيروهاي #اطلاعاتي مي‌دانند چندان آگاه نيستيم، اما در جايگاه يک نويسنده، وظيفه داريم تحليل و نگاه خود را در اين مسائل به صورت شفاف مطرح کنيم، اين #عمليات از چند جهت قابل توجه ويژه است: نخست آنکه اين عمليات #تروريستي يک روز بعد از اداي سوگند #عمران‌خان به‌عنوان نخست‌وزير جديد پاکستان روي مي‌دهد! اين موضوع از آن حيث اهميت دارد که #عمران‌خان نگاهي بسيار مثبت و ويژه به ارتباط با ايران دارد و برخي نمي‌خواهند #روابط دو کشور گسترش يابد. نکته دوم، به رجزهاي ايران باز مي‌گردد. پس از دو حمله #موشکي ايران به داخل خاک عراق و سوريه در تعقيب و تنبيه #تروريست‌ها، کشورهاي حامي گروهک‌هاي تروريستي در صدد آن هستند که اين رجزخواني ايران را به #چالش بکشند و اينگونه القا کنند که آيا ايران در برابر کشوري مانند پاکستان نيز توانايي اقدام #تلافي‌جويانه را دارد يا نه. سومين موضوع، به نوع حمله باز مي‌گردد. بر اساس بيانيه سپاه، در اين حمله برخي از #عوامل نفوذي نقش مهمي داشته‌اند، اين يعني #اعتماد بي‌حد و حصر و وارد کردن آنها به سازمان رزم، اصولا اشتباهي #راهبردي است که بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد. چهارمين مساله، در مورد محل وقوع حمله است، بر اساس بيانيه سپاه قدس، اين حمله #تروريستي درست در مقابل #پاسگاه مرزي پاکستان صورت گرفته و مهاجمان بعد از ربايش 14 مرزبان به سادگي وارد خاک پاکستان شده و ناپديد شدند. اين يعني، علاوه بر داشتن #جاسوس در سطح پايگاه داخل ايران، #تروريست‌ها توانسته‌اند با چند هزار دلار، افسران پاکستاني را هم #تطميع کرده تا به آنها راه دهند، اين روند خطرناک چند ماهي بود که از بين رفته بود، اما بايد ديد که چه کسي دوباره افسران فاسد #پاکستاني را به مرز با ايران کشانده است. پنجمين موضوع به ربايش مرزبان‌ها و نه کشتن آنها بر مي‌گردد، اين موضوع يعني #تروريست‌ها مي‌خواهند با اين اقدام امتياز بگيرند يا آنکه وارد کار مبادله و معامله شوند. از اين پنج مورد، سه مورد اول بسيار اهميت دارد و بايد به آن با دقت بيشتري نگريسته شود. متاسفانه يک نکته‌اي که هميشه در مورد آن داد زده مي‌شود اما صداها در ميان هياهوي ديگران راه به جايي نمي‌برد، برخي اقدامات در سطح نيروها است. زماني که در #عمليات والفجر8 ايراني‌ها به آن سوي ساحل رسيدند، بيشترين کساني که کشته، زخمي و اسير شدند فرزندان و نزديکان هيات حاکمه #عراق بودند، چرا که آنها فکر مي‌کردند #فاو امن‌ترين جبهه جنگ است و هيچ ديوانه‌اي جرات عبور از آن را نخواهد داشت، اما يه مشت از جان شسته، اين ديوانگي را کردند و دمار از روزگار دشمن درآوردند. در آن عمليات، به اندازه همه جنگ و شايد هم به شکل بي‌سابقه‌اي فرزندان و فک و فاميل #بعثي‌ها کشته و زخمي شدند. اين اصلا برايشان باور کردني نبود که ايراني‌ها اينگونه از رودخروشان اروند عبور کنند و به اين لطافت بر آنها بتازند و به همين دليل هم عدنان خيرالله سنگين‌ترين پاتک‌هاي جنگ را در جبهه #فاو انجام و عمليات #والفجر8 پس از #کربلاي5 طولاني‌ترين عمليات تاريخ جنگ شد. ادامه دارد. @ofoghkordestan
.: فاطمه بانو :.
ديروز 9:29 عصر
+ [تلگرام] کتابهاي پيشنهادي #عليرضا_عباسي جنگ و صلح____تولستوي قمار باز________داستايفسکي وداع با اسلحه______ارنست همينگوي کوري____ژوزه ساراماگو صد سال تنهايي____مارکز سال بلوا______عباس معروفي شاهزاده و گدا______مارک توين موش ها و آدمها______جان اشتاين بک پر______ماتيسن قيدار_____رضا اميرخاني مدير مدرسه_____جلال آل احمد سينوهه_______ميکا والتاري شب هاي روشن_____داستايوفسکي ربکا______دافنه دوموريه يک عاشقانه آرام_____نادر ابراهيمي چرک نويس_____بهمن فرزانه ما چگونه ما شده ايم_____صادق زيباکلام جامعه شناسي خودماني____حسن نراقي دنياي سوفي_____يوستين گادر سمفوني مردگان_____عباس معرفي کوير______علي شريعتي خاکهاي نرم کوشک_____سعيد عاکف چشمهايش______بزرگ علوي بار ديگر شهري که دوست ميداشتم____نادر ابراهيمي ماهي سياه کوچولو_____صمد بهرنگي پيامبر____جبران خليل جبران خدمات متقابل اسلام و ايران___شهيد مطهري چهار اثر_____فلورانس اسکاول شين بادبادک باز _خالد حسيني جانستان کابلستان____رضا اميرخاني داستان کوتاه @khialha
.: فاطمه بانو :.
ديروز 9:25 عصر
+ [تلگرام] عليرضا عباسي عهد مردانگي طارم، اين ياقوت پنهان زنجان که با برگ درختان زيتون پوشانده شده و در تمامي فصول سال شال سبزي بر دوشش انداخته است و رسالت سرسبزي و طراوت را بتنهايي برعهده گرفته بزرگترين رودخانه ي طارم قزل اوزن که خون حيات به ريشه درختان انار و زيتون تزريق ميکند تا مردمي که آفتاب بالا نيامده آستين همت بالا ميزنند تا نفسي براحتي بر سينه دم و بازدم کنند و دل مزارع را با آبياري بدست آورند تا در موسم برداشت دست رد به سينه کشاورزان و باغداران نزنند دورتا دور طارم کوهها همچون سپري دفاعي سربه آسمان کشيده اند و دشت سرسبز را نگهباني ميدهند تا ازهر گزندي در امان بماند اين غيرت و مردانگي را ميتوان از غار خفته ي خرمه نسر فهميد شايد يک روز سر برون آورد و اسراري که در دلش حبس کرده را فاش کند اسراري از بي وفايي مردمي که حتي يکبار در سال به او سر نميزنند و حالش را نميپرسند و او را در تنهايي و عزلت رها کرده اند در طارم براحتي ميتوان در کنار رودخانه هاي کوچک و بزرگ و چشمه هاي هيجان زده به زندگاني و نفس کشيدن روز و شب سپري کرد و يک خواب پر از لذت همراه با سمفوني سپيده دم پرندگان به چشمان بهت زده از اين نگين ايران زمين به بستر برد شب هاي طارم با آواز و نغمه هاي انواع پرندگان که نجواي شبانه شان را با مردم خسته از کار روزانه در ميان ميگذارند ميتوان مامن آرامش ناميد و گاهي خوابيدن بر روي سبزه هاي باغ هاي هزار ميوه و خيره به ستارگان که دو چشمي از مزارع مراقبت ميکنند هزاران فکر متولد نشده را به شروع زندگي وا داشت با بانگ سحرگاهي موذن و به پيشواز خدا رفتن در شاليزارهاي برنج طارم و به قبله ايستادن تک تکشان لحظات نابيست که نصيب هر آزاده اي نميشود گاهي باد ها با زوزه هاي عجيب برگهاي درختان زردآلو را به رقص مي اندازد، در اين جنگ ماندن و سقوط برگي برنده ميشود که مهرش را به باغبان پرداخت کرده و اين قانون در يکايک باغهاي طارم مشقي است رونوشت به تمامي درختاني که هزار رنگ بر زمين خلق ميکند طارم را ديگر نه خبر از برف و باران هاي ساليان دور است و نه از سيلهايي که تمام متعلقات يک عاشق دلسپزده را باخود ميبرد، اما همان مقدار کمي سهم مردمي است با دل پرغصه و چشمان پر از انتظار آرام و پرنور انتظارش را ميکشند در ييلاقات طارم اقيانوسي از مه به پا ميخيزد تا چشم تمام عالميان را خيره کند ييلاقات محل آمد و شد حيوانات کم ياب است که گاهي با قساوت قلب شکارچيان به مرز انقراض و نابودي ميرسند و ابهت شاعرانه و پر شکوه مناظر را به مخاطره مي اندازند در ييلاقات طارم بدور از ابزار آلات ديجيتال يعني سفر به 200 سال قبل. در اجاق آتشي سرخ و خوردن يک چاي دبش آرزوي براورده نشده انساني است که آنجا تحقق مي يابد و او تنه هاي درختاني را به دوش ميکشد که چندين قرن حرف هاي ناگفته با خودشان در اجاق هاي گلي ميسوزانند طارم از شمال دست در شانه هاي گيلاني ها انداخته و در مرزي ديگر دست به گريبان اردبيل برده چه جنگلها و راه هاي نرفته اي که هنوز به کشف در نيامده و رنگ زندگي مدرن را به خود نديده اند طارم اين سرزمين شريف با مردمي نجيب سرشار از عقبه ي تاريخي و سوابق ميهمان نوازي زيادي که هر که آمده و رفته يک بغل حرف در خورجين ذهنش خاطرات شيرين براي بازگو کردن دارد پاييز و زمستانهاي نه بسيار سرد و نه فجيع بار گرمي در طارم حکمفرماست فصلهايي که آغوش مهربان خود را باز کرده تا از هر که به ميهماني فصل ها مي آيد استقبال کنند در طارم بوي شاليزار ها شامه ي هر رونده اي را به بازي ميگيرد و شايد تا آخر سفر مست و مدهوش از اين فضاي معلق احساس در حافظه ي بلند مدت شان حکاکي شود در طارم تا چشم کار ميکند درخت سبز است درختي که از ازل با آب پيمان اخوت بسته تا سبز بماند و اين درخت هماني است که در قرآن به شرافتش قسم ياد شده و براي سبز ماندنش رودخانه ي قزل اوزن رسالتي سنگين بر دوش دارد تا مادام سيرآبشان کند اما در طارم هيچ سد و آب بندي مشاهده نميشود و اين اعجاب دنياست که با اينهمه دار و درخت چگونه قزل اوزن به تنهايي و بي هيچ پشتوانه اي نه سدي نه آب بندي تا نوک کوهها و و اعماق دره ها مشت مشت آب با خود ببرد و به خورده شدن زمينهايي که به او تعلق دارد هم خرده نگيرد ! هيچ آزاده اي نيست بگويد که کجا ميرود اينهمه سال آب بارانهايي که بخاطر دوستي و رفاقت ديرينه ي مردم و قزل اوزن از هيچ محبتي دريغ نميکند و بي وقفه بدون هيچ چشمداشتي فرو ميريزد تا دوستش جان بگيرد!? در اين مسير پر تنش و پر از اندوه گاهي قزل اوزن از جان خود مايه ميگذارد و تا بيماري و نفس نفس زدن پيش ميرود اما مردانه مي ايستد و ميجنگد و دل هيچ مردي برايش نميتپد شايد يک روز از غصه ي بيخيالي همراهان و ملزمانش قلبش از تپش بايستد و از غصه ي بيخالي دق کند پايان مهر 97 @khialha
.: فاطمه بانو :.
ديروز 9:25 عصر
مبارز..
چه متن دوسداشتني هست
پر از حسهاي خوبه... چرا نذاشتيد وبلاگ
بعدی همه 11 نظر قبلی
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} از اظهار نظر شما خواهر بزرگوار که هميشه مشوق بنده بودين کمال امتنان و تشکر را دارم
.: فاطمه بانو :.
{a h=djalireza}||عليرضا خان||{/a} بزرگواريد ان شاءالله هميشه موفق باشيد @};-
+ [تلگرام] متن بيانيه ناديا مراد  متن سخنراني ناديه مراد دختري که سه سال تمام غنيمتي داعش بود. او جايزه صلح نوبل را گرفته است، از واژه واژه اش خون مي چکد.  نام شان داعش بود، آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خود شان سر راه به بهشت بروند! دعوت نامه شان در دست چپ شان بود و با انگشت شهادتين دست راست، آسمان را نشان مي دادند! مادرم براي سکس شرعي بسيار پير بود و طعم حوريان بهشتي را نمي داد، او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره اي تازه نگه داشتند. او باکره بود! همچون مريم، کمي معصوم تر، کمي کردتر، همچون آب زلال! خواهرم بايد زن امير الاکبر مي شد! خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتيم، سرود "خوايه وه ته ن" مي خوانديم! خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب مي داديم، گلها را گل مي داديم! خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوي تقسيم کردند؛ سرش را براي وطن جاگذاشتند و بدنش را زير خاک دفن کردند که نفت شود! خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زير آفتاب نگه داشتند و به او شهادتين ياد مي دادند؛ بايد مي گفت الله بزرگتر است! خدا شاهد بود او از فرط عطش و بي آبي جان داد! خدا شاهد بود سياه بودند، مرداني از سرزمين حجر و آتش و ما زبان شان را نمي فهميديم، اما رفتار شان را...! مرداني با ريش هاي بلند، مغزهاي کوتاه، باورهاي سخت! نام شان عقرب، ملخ، سوسمار بود! لشکري از لجن و پشم و اعتقاد! آن ها آمدند، آرزوهاي من را کشتند، آن ها من را غنيمت صدا مي زدند! آن زمان ديگر ناديا نبودم، آن روز دختري بودم با روحي زخمي که از نفس هايم خون مي‌چکيد، آن روز هيولاي ظريفي بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم، در من انسان مرده بود و لاشه اي بودم که حتي موميايي هزار ساله اش ارزش نداشت، آن روز مرگي بودم در روحي!  بعد از آن زني مي مرد، زني حامله مي شد، زني خودکشي مي کرد، زني خودسوزي... زني هزار رکعت نماز جبر مي خواند! بعد از آن زناني، از رنج حامله شده بودند، زناني فقط يک تقويم مي شناختند: روز اول تجاوز، روزهاي بعد از آن عذاب! بعد از آن، تاريخ به دو دوره تقسيم شد: قبل از فاجعه ي سياه - بعد از فاجعه ي سياه! بعد از آن زنان فقط يک خيابان را سر راست بلد بودند، خيابان منتهي به بيمارستان بيماران رواني! بعد از آن زنان فقط يک آواز مي خواندند: "اي مرگ کجايي؟ زندگي مرا کشت". بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکم شان مردگان هزار ساله! بعد از آن زنان مجسمه اي بودند که وسط شهر براي عبرت تاريخ نصب شده بودند! آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود، مردي آمد، من را کشت و باز دعا مي خواند تا دوباره زنده شوم!
ساغر مي
ديروز 8:38 عصر
Miss fatima
:'(
همه 8 نظر
هما بانو
:'(
واقعا حزناک
+ [تلگرام] آسمان‌ها مگر از گردش خود سير شوند ورنه عشاق محال است قراري گيرند! #اربعين . . . صائب_تبريزي
° گيســو•
ديروز 1:15 عصر
عالي @};-
مبارز..
خيلي قشنگه مخصوصا عکسش@};-
+ جامي و حافظ و سعدي به چه مشغول بودند!؟ غزل و شعر و سروده همه "چشمان" تو بود...
2-محرم
ديروز 12:43 عصر
شاعر: ؟
{a h=jadekhatereha}سحربانو{/a} اينستاگرام !!!!!!!!!
نام شاعرش را ندانيم بهتر است ... در مغز ما جايي براي او در نظر مگير :)
+ حالي خيال وَصلت خوش مي‌دَهد فَريبم!
2-محرم
ديروز 12:43 عصر
حافظ
سلام سحر جون =) عکس خوشگلاي پستات کو پس ؟
سلاممم عزيزم. چون با گوشي ميام و نت م کمه ديگه عکس نميذارم
+ [تلگرام] تکامل ِ دلِ زار من از کمال گذشت سه سال، طفل ِ تو بودن هزار سال گذشت . . . محمد سهرابي
2-محرم
ديروز 12:33 عصر
مبارز..
عالييي@};- التماس دعا:'(
ساعت ویکتوریا
همسايه آسمون
0 امتیاز
0 برگزیده
476 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
همسايه آسمون عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مهر ماه
vertical_align_top